مؤلف مجهول
110
شرح قصيده برده ( فارسي )
گوييا كه دين مهمانى است كه فرود آمده بعرصهء كفّار ، با همهء بزرگانى كه به گوشت دشمنان مشتاقند . يعنى : گويى كه دين اسلام مهمانى است كه فرود آمده است در عرصهء كافران از منازل ايشان ، بهر قومى و سيّدى و بهادرى كه به گوشت دشمنان دين مشتهى و مشتاق است . زيرا كه لشكر اسلام را رغبت و اشتياق بسيار بكشتن كافران و دشمنان دين و ريختن خون ايشان بود ، تا حدّى كه هر كس كه به كسى در خويشى نزديكتر مىبود شعف آن داشت كه آن كس بدست او كشته شود ! چنان كه در خبر آمده است كه در روز بدر كه مسلمانان فتح يافتند و بعضى از كفّار را بكشتند و بعضى اسير كردند ، حضرت رسالت - عليه السّلام - در باب اسيران با ابو بكر مشورت كرد ، ابو بكر گفت : يا رسول اللّه اگر صلاح باشد از يشان فدا بستانيم بخرج تهيهء لشكر و سلاح كنيم كه اگر ما را غزايى واقع شود آراسته و ساخته باشيم ، كه حق تعالى ايشان را هدايت بخشد و بعد ازين مسلمان شوند و از آتش دوزخ خلاص يابند ، و چون خويشان مايند گرفتارى ايشان در دوزخ جاويد نباشد . بعد از آن با عمر مشورت فرمود . عمر گفت : يا رسول اللّه من چنان مىبينم كه هر كس به خويشاوندى به كسى نزديكتر باشد بدست آن كس دهى كه تا او را گردن زند ! كه اگر در اين حرب ظفر ايشان را بودى ازين بتر با ما كردندى . پس حضرت رسالت تبسّم فرمود و گفت : يا ابا بكر تو با ابراهيم مىمانى كه دربارهء كفّار قوم فرمود : فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ . « 55 » و يا عمر تو به نوح مانى كه فرمود :
--> ( 55 ) . ذيل آيهء 36 سورهء ابراهيم .